دلم واسش تنگ شده. يار روزای سختی و در بدری، رفيقی که پای همه چیزايستاده
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حيف آن نباشد که دوست ، دوستر از جان ماست
دل شما نمي دانم براي که تنگ شده. وصلش نزديک باد و فراقش دور. دل ما نيز براي شما تنگ شده. ياد باد آن روزگاران ياد باد. پس شما هم بله؟ وسوسه ي اين بلاگرها دامن شما را هم گرفت؟ خوش آمديد و از مهرباني هايتان سپاس.
Posted by: ماهمنير at July 19, 2003 08:27 PMدریارونده ی سرگردان جان! ای کازانوای شماره یک! هر کی هست این طرف تو، من می گم پس هنوز خیلی خره که پای همه چیز (چی مثلن؟) ایستاده! تو و من خوب می دونیم که همیشه نمی شه پای همه چیز ایستاد.... به قول برادران بازجو: عدل خر قبرسی!
ولی باشه! یه شب بیا بریم سیاه مست کنیم (تو که با کمی ش هم مستی!) و جاشو خالی کن... صفاتو...
در ضمن: چرا حتمن باید آدرس گذاشت؟ باشه، تو که میدونی من کی ام، پس یه آدرس گمنام می ذارم... 1 بر 1! Basta