کاش ما هم آن جا بوديم و سنگی از روی سنگ بر می داشتيم!

عکس از بی بی سی
برداشتن سنگ از روي سنگ قلبي سنگي مي خواهد
سنگ برداري تا عزيزي را به ناله در آغوش گيري ؟!
يا دردي را در دل مادري بنشاني...
بايد بود و اميد داد و رنگ زندگي و تسلي....
ما اينجائيم...هيچ كاري نمي توانيم بكنيم....چيزي از ما فروريخته....نمي دانم در اين حال و هوا اميد چه رنگي دارد....
Posted by: سارا at December 28, 2003 09:22 AMهميشه اميد هست به رنگ نور ، گر چه دور
Posted by: Toranj at December 28, 2003 11:37 AMبا سلام دوست عزیز
گفتی سنگ. سنگی روی خود ما گذاشته شده است که از قبر خود نمی توانیم بیرون بیاییم. فقط آه و حسرت و شاید اندک کمکی
فاجعه اى ديگر در راه است...!
"طـــــــــــــــــاعــــــــــــــــون"
كودكي پرسيد خدا چرا خلق مي كند كه اينگونه...
حالا من ماندم و هزاران سوال بي جواب.
تا تفسيرمان از زندگي چه باشد!
Posted by: غربت واحه ! at December 31, 2003 12:51 AMگر در یمنی چو با منی پیش منی //گر پیش منی چو بی منی در یمنی
Posted by: باران شبانه at July 17, 2004 07:08 AM