Sunrise, sunrise Looks like mornin' in your eyes But the clocks held 9:15 for hours Sunrise, sunrise Couldn't tempt us if it tried 'Cause the afternoon's already come and gone
And I said hoo... To you
Surprise, surprise Couldn't find it in your eyes But I'm sure it's written all over my face Surprise, surprise Never something I could hide When I see we made it through another day
And I said hoo... To you
Now good night Throw its cover down On me again Ooh and if I'm right It's the only way To bring me back
Hoo... To you Hoo...
به من هيچ مگو. به مرگ اعتقادی ندارم.
نه از آن رو که بی خبر از آنم. آن را خوب می شناسم.چشمانم را به آن نخواهم بخشيد.
امروز، هنگام گذر از برابر يکی از باغ های محله
زندگی را ديدم که سوار بر ترک طلايی درخت ليمويی می تاخت و دورها را می نگريست.
جز اين چيزی ندارم که به تو بگويم.
يانيس ريتسوس
نياز به رهايی از توهم موجود در يک وضع، نياز به رهايی از وضعی است که محتاج توهم است.
مارکس
Linkin Park
برای کسانی که به موزيک راک علاقه دارند.
Song: Nobody’s Listening
Artist: Linkin Park Album: Meteora
Sorry Seems To Be The Hardest Word
Music by Elton John Lyrics by Bernie Taupin
What have I got to do to make you love me What have I got to do to make you care What do I do when lightning strikes me And I wake to find that you're not there
What do I do to make you want me What have I got to do to be heard What do I say when it's all over And sorry seems to be the hardest word
It's sad, so sad It's a sad, sad situation And it's getting more and more absurd It's sad, so sad Why can't we talk it over Oh it seems to me That sorry seems to be the hardest word
What do I do to make you love me What have I got to do to be heard What do I do when lightning strikes me What have I got to do What have I got to do When sorry seems to be the hardest word
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه اميد بر دميدن بودی
رسالت انسان گسترش مرزهای آزادی است، قوام بخشيدن به عناصر زندگی ساز و فرسودن عوامل مرگ آفرين است. مراد من از زندگی و مرگ نه حالات زيستی، بلکه حالات وجودی و نحوه ارتباط با جهان است. زندگی جز دگرگونی مدام، و شکوفايی مدام نيست، آنگونه که مرگ بازماندن از رشد، رکود، ماندگی وتکرار است. چه بسيار که بدبختند چرا که امکان انتخاب را از دست داده اند، اينان نه زنده و نه مرده اند، زندگانی شان به دوش کشيدن بار جانفرسايی است، بده بستانی است بی هدف، وکار چيزی نيست مگر آنکه شکنجه سر کردن در سرزمين اشباح را کاهش دهد.
اريک فروم
تا حالا شده از خواب بيدار شی، ندونی کجايی و در چه زمانی؟ حافظه ت پاک شده باشه؟ فکر کنی که سالها خواب بودی؟ می تونی تصور کنی بيست پنج سال پيش از اين خوابيدی و امروز صبح از خواب بيدار شدی؟
حدس می زنی اولين کاری که می کنی چه کاريه؟ حتما به ساعتت نگاه می کنی و يا به تقويم روی ميزت. شايد تلويزيونو روشن کنی و يا نگاهی به روزنامه جلو دستت بندازی . تصور می کنی که از شنيدن و خوندن جملات و کلماتی که به گوش ت می خورند و يا جلوی چشمت رژه می رند، چه حالی بهت دست می ده؟
بخاطر اينکه اون چيزی که می گم حس کنی، چند تا از اسم ها و کلماتی که احتمالا به گوش ت خواهند خورد و يا خواهی خوند اينجا می نويسم. خواهش می کنم اول يکبار اونارو بخون و بعد سرتو تکيه بده به پشتی صندلی، چشماتو ببند و اون چيزی رو که می گم تجربه کن. حالا چشماتو باز کن، می تونی بگی که چه احساسی داری؟
CD
DVD
موبايل
ديجيتال
Nano-Technik
globalisieren
بانک جهانی- اشتغال کودکان- بن لادن- بوش- پاتيناژ اسلامی دختران- ارائه گواهی بکارت پزشکی عروس به خانواده داماد- خودکشی دختر يازده ساله- فمينيست مسلمان- افسانه نوروزی-کبری رحمانپو- ماندانا نيکخو- شهرام جزايری- وحيد علاقه بند- خزعلی- جنتی- مصباح