دریاروندگان: April 2004 Archives

April 30, 2004

شرايط ماندن پناهجويان افغان در ايران سخت تر می شود.

به نقل از صفحه ويژه دنيای مهاجران ، بی بی سی
مسئولان وزارت کشور ايران از وضع محدوديتهای جديدی برای زندگی افغانهای مهاجر در ايران خبر دادند.
بر اين اساس، افغان ها برای کار، اجاره مسکن و بازکردن حساب بانکی، نياز به مجوزهای جداگانه دارند. بر طبق قوانين جديد، پناهجويان افغان همچنين اجازه نخواهند داشت در برخی از شهرهای ايران که دارای نرخ بالای بيکاری هستند، زندگی کنند.
اين محدوديتها شامل قطع خدمات و مزايای پناهندگی و اخذ عوارض خدمات شهری و ماليات از پناهندگان عنوان شده است.

احمد حسينی، مديرکل امور اتباع و مهاجرين خارجی وزارت کشور ايران گفت که بر اساس مصوبه اخير هيات وزيران، شوراهای اسلامی شهرها و روستاها اجازه يافته اند تا نسبت به وضع نرخ خدمات و تصويب عوارض ناشی از حضور افغانها در ايران اقدام کنند.

به گفته آقای حسينی دريافت هزينه تحصيل از دانش آموزان افغان، جلوگيری از اشتغال غير مجاز پناهندگان، ايجاد محدوديت اسکان در برخی شهرها و مناطق برای مهاجران و همچنين ممنوعيت تملک، رهن و حتی اجاره اموال غير منقول از جمله محدوديتهايی است که در سال بعد اعمال خواهد شد.

وی اضافه کرد که دانشجويان افغان می توانند به تحصيل خود در ايران ادامه دهند ولی از سال آينده پذيرش دانشجوی افغان در مراکز تحصيلات عالی و دانشگاهها فقط به صورت بورسيه خواهد بود.

اين مقام وزارت کشور گفت که در صورت بازگشت کل اعضای يک خانواده بيشتر از چهار عضو، سرپرست و يا يکی از اعضای خانواده می تواند در ايران برای حمايت از زندگی خانوادگی مشغول به کار شود و اين تسهيلات تا دو سال ادامه می يابد.

اين چندمين بار است که وزارت کشور ايران از محدوديتهای جديد برای اسکان و حضور افغانها در ايران ياد می کند و ابراز می دارد که با توجه به مشکلات اقتصادی کشور و شرايط جديد افغانستان، ايران نمی تواند بيش از اين پذيرای اين پناهندگان باشد.

مديرکل امور مهاجران در وزارت کشور ايران می گويد شرايطی که باعث شد پناهجويان افغان کشورشان را ترک کنند، ديگر بر اين کشور حاکم نيست و حضور آنها در ايران بر اساس ضوابطی مجاز خواهد بود.

همچنين اين در حاليست که روند کند بازسازی در افغانستان و نبود امکانات اوليه زندگی حتی در پايتخت و ساير شهرهای بزرگ اين کشور تمايل افغانها به بازگشت را کاهش داده است، به گونه ای که شماری از مهاجرين بازگشته، مجددا مجبور شده اند به صورت غير قانونی به کشورهای همسايه مهاجرت کنند.

Posted by darya at 12:35 PM | Comments (5)

April 26, 2004

پياده آمده بودم‌، پياده خواهم رفت‌

قسمتی از شعربازگشت سروده کاظم کاظمی شاعر افغانی از سایت
غزل امروز افغانستان

بگذار اين وطن برای من وطن شود
بازگشت
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌
پياده آمده بودم‌، پياده خواهم رفت‌
طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد
و سفره‌اي كه تهي بود، بسته خواهد شد
و در حوالي شب‌هاي عيد، همسايه‌!
صداي گريه نخواهي شنيد، همسايه‌!
همان غريبه كه قلّك نداشت‌، خواهد رفت‌
و كودكي كه عروسك نداشت‌، خواهد رفت‌
.
.
.

اگر چه مزرع ما دانه‌هاي جو هم داشت‌
و چند بتّة مستوجب درو هم داشت‌
اگر چه تلخ شد آرامش هميشةتان‌
اگر چه كودك من سنگ زد به شيشةتان‌
اگر چه سيبي از اين شاخه ناگهان گم شد
و ماية نگراني براي مردم شد
اگر چه متّهم جُرم مستند بودم‌
اگر چه لايق سنگيني لحد بودم‌
دم سفر مپسنديد نااميد مرا
ولو دروغ‌، عزيزان‌! بحل كنيد مرا
تمام آنچه ندارم نهاده خواهم رفت‌
پياده آمده بودم‌، پياده خواهم رفت‌

Posted by darya at 12:07 PM | Comments (7)

April 21, 2004

بگذار نان و گرسنگی را به تساوی تقسيم کنيم!

بگذار اين وطن برای من وطن شود
از زمان شروع اقدام اعتراضی" بگذار اين وطن برای من وطن بماند" افراد زيادی با فرستادن ايميل به مخالفت با اين حرکت اعتراضی برخاستند. در اينجا قصد جواب دادن به اين نظريات را ندارم که به نظر من هر کسی مختار است آنطور که می خواهد فکر کند و بنويسد، بخصوص در وبلاگ شهر که دمکراتيک ترين گوشه جهان و آزادی حاکم بر آن از نوع ناب ترين آزادی ها يعنی آزادی بدون قيد و شرط است.
من اين گونه فکر می کنم که دفاع از حقوق پايمال شده اقليت های مذهبی، قومی، نژادی و جنسی وظيفه فرهيختگان هر جامعه ای است که نه زمان می شناسد ونه مرز دارد. آنانی که عقيده ديگری دارند خود دانند اما چه خوب بود که قدر فضای دمکراتيک وبلاگ شهرها را می دانستند تمرين دمکراسی می کردند و آنرا به زبان زيباتری می نوشتند.
در اينجا اما قصد تشکر دارم از تمام کسانی که به نوعی به حمايت از اين حرکت برخاسته اند.
با تشکر از شهروز رشيد، شيوا بنی فاطمی ، گیله مرد. زن نوشت . شبح. حضور خلوت انس خورشید خانم. قاصدک زیتون . من یک زنم . سیپریسک . . آی آدم ها . آتش . وبلاگ من و پناهجو . خدا ناباور و هزار حرف نگفته
با کلیک روی لوگوی بالا می توانيد تومار اعتراضی را امضا کنید!

Posted by darya at 04:01 PM | Comments (9)

April 11, 2004

بگذار اين وطن برای من وطن شود!

هر روز خبر های تازه ای در باره اخراج های دست چمعی و محدوديت های حقوقی- اجتماعی افغان های مقيم ايران را می شنويم. تمديد نکردن اجازه اقامت،اجازه کار وحتی اجاره نامه ها، محدوديت حق سفر از جمله موارد آشکار و هر روزه ناديده گرفتن حقوق مدنی پناهندگان افغانی در ايران است. اخراج و تحت فشار قرار دادن پناهندگان و پناهجويان افغانی در ايران توسط دولت ايران امری جديد وغير قابل انتظار نيست. آنچه غم انگیز است سکوت روشنفکران ،فرهيختگان، ترقی خواهان، سازمان ها وکانون های مدافع حقوق بشر در برابر پايمال کردن حقوق انسانی خانواده های افغانی در ايران است. جای تعجب است که کوچکترين خلاف و تخطی مسولين پناهندگی از قرارداد های کنواسيون های پناهندگی و حقوق بشر در کشور های غربی ازچشم فعالين وسازمان های حقوق بشر پنهان نمی ماند، اما به آنچه در ايران رخ می دهد با بی اعتنايی بر خورد می کنند. در مقابل اخراج و تحت فشار قرار دادن پناهجويان افغانی در ايران سکوت نکنيم و صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانيم

Stop deporting the Afghan refugees from Iran!

Afghan refugees social and human rights in Iran have been successively restricted since 2001, when Taliban’s regime collapsed. Iranian authorities force them to leave Iran but Afghanistan is not a safe place for them. Join us and raise your voice against deporting Afghan refugees by force! Raise your voice against violation of their, already limited, human rights!

Posted by darya at 01:18 PM | Comments (20)

April 10, 2004

Why can’t we live together

Words and music: Timmy Thomas

Tell me why’ tell me why’ tell me why. Why can’t we live together" Tell me why’ tell me why. Why can’t we live together"

Everybody wants to live together. Why can’t we be together"

No more war’ no more war’ no more war... Just a little peace. No more war’ no more war. All we want is some peace in this world.

Everybody wants to live together. Why can’t we be together"

No matter’ no matter what colour. You are still my brother. I said no matter’ no matter what colour. You are still my brother.

Everybody wants to live together Why can’t we be together"

Everybody wants to live. Everybody’s got to be together.

Everybody wants to live. Everybody’s going to be together.

Everybody’s got to be together. Everybody wants to be together.

I said no matter’ no matter what colour. You’re still my brother. I said no matter’ no matter what colour. You’re still my brother.

Everybody wants to live together. Why can’t we be together"

Gotta live together... Together.

Posted by darya at 09:25 AM | Comments (25)

April 09, 2004

I Dont Know Why

Posted by darya at 10:05 AM

April 04, 2004

قرمز

Posted by darya at 07:55 AM | Comments (1)

سفيد

Posted by darya at 07:51 AM

؟

کانون خستگان در تبعيد
بيانيه صادر کرد:
"خواهران عقيم!
همچنان به سلاح باکره گی خود محکم بچسبيد."

Posted by darya at 06:49 AM | Comments (0)

؟

ورشکستگان به تقصير
نشسته برسر ميز "شام آخر"
همچنان
مشغول خوردن از"توبره" خويشند!

Posted by darya at 06:42 AM

April 01, 2004

روز

Posted by darya at 06:59 AM | Comments (3)