زن مربع است
سمبل زمین
سمبل زاییدن
مردی مقابلم نشسته است
که زن را تنها دو دایره میبیند و یک مثلث
غزل کريمی
مادربزرگ روی صندلی نشسته است
دوردست را می نگرد
و از خاطراتی میگوید که هرگز اتفاق نیفتاده اند.
غزل کريمی
وحيد جان! آن مشکل نظرات را حل کردم. ديگر کسی نمیتواند در هيچکدام از وبلاگهای ملکوت مهمل بنويسيد. میتوانی خودت امتحان کنی!! اخطارت هم فکر نکنم به گوش کسی برود. حدس میزنم اين کامنتها به طور اتوماتيک جوری توليد میشوند چون تعدادشان خیلی زياد است و آدرسهای آیپی هم با هم فرق دارند. به هر حال مشکل حل شده است نگران نباش!
Posted by: داريوش at July 12, 2004 05:30 PMعمو وحید عزیز :
این غزل محشره .
داره وبلاگش رو راه می اندازه . طراحی قالبش که تموم شد خبرتون می کنیم.
صالح هم بی پایان رو راه انداخت.
لینکش سمت راست بلاگم هست .
چقدر استعداد داره اینجا توی این کویر فکر تلف میشه .
علی ن
Posted by: هزار حرف نگفته at July 12, 2004 06:17 PMو ديوار هاي بلندي روبروي من هست كه از تمامي آنها بالا خواهم رفت و دشتهاي پر شقايق آن سوي ديوار را خواهم ديد چون به فرداهاي بهتر باور دارم ...
Posted by: nc at July 13, 2004 07:20 AMبا سلام هم تصویرها زیبا بود و هم قصه تان. ولی نفهمیدم چرا زن مربع شکل بود. و اما از آن مریض. این تنها مشکل شما نیست. من نیز این مشکل را داشتم اما با نوشتن یک پیام طرف بار و بندیلش را بست و جیم شد.
شاد باشید.
لذت بردم خيلي درست مثل آن كه نتوانستم ننويسم. يادت هست؟
Posted by: Toranj at July 16, 2004 10:07 AMmardi moghabelem neshaste ke zan ra tanha do dayere mibinado yek mosallas
mahshar bood harfi ke salhast to dele man monde in ghazal jeddan ghashng dar nahayate ekhtezar ... vaghean lezzat bordam. nemidunam weblogesh age persiano.. injoor chiza bashe ke inja baz nemishe
گزينهي جالبي را بر سفره نهادي و دعوتمان كردي. حظ بردم!
Posted by: شين at July 17, 2004 03:17 PMsalam
dametgarm
doostdaram bishtar ba ham ashna beshim