..."اگر چه هر گستاخی در تن، نشانه ی عشق نيست، عشق بدون دليری تن معنا ندارد.اندازه ی عشق با سخاوت تن مشخص می شود. اين جرات بدن است که آن را سخاوتمند می کند."
رمان ناتنی حکايتی است تلخ، حکايت تلخ تن، تن عاشق. ناتنی حکايت بازگشت است، شناخت و تسويه حساب. بازگشت به خود، شناخت خود و تن خود تسويه حساب با هر آنچه که روزی ضد تن بوده وهست. ناتنی حکايتگر تن است وتنها. تنهای تنها، تن های دلير ، تن های سخاوتمند.
ناتنی روايت ديرينه عشق است وتن، عاشقی است و عشق ورزيدن. ناتنی روايت کهنه از عاشقی برآمدن و در عشق مردن است. روايت عشق ورزيدن است به تن، تن عاشق. که ناتنی تن را تنهازمانی تن می بيند که عاشق است، که : "تن در عشق است که تن می شود. بی عشق تن تنها يک جسد است!"
رمان ناتنی قصه زن است.زن داستان ناتنی اما نه مادر است نه خواهر و نه همسر. او نه از جتس لکاته است و نه از جنس زن اثيری. زنان ناتنی تنها زنند و ازجنس تن و هر يک تکرار شده در ديگری.
در ناتنی عشق عمدتا مفهومی زمينی دارد. عشق، عشق است به انسان وجسم او .عشقی که با وجود ظاهر افلاطونيش باطنی کاملاخاکی دارد.
ناتنی باوجود ظاهر عاشقانه اش يک رمان اجتماعی است. تصويری است عريان از جامعه ای بسته، مريض و پليسی.
جامعه ای ميان مايه ای که در آن عشق ورزيدن گناه است، همرنگ نبودن، مرض ، و تاوان دگر انديشی بسيار گزاف.
..." من می ترسم يک روزی ديگر از اين جا بدمان نيايد. ديگرعادت کنيم.فکر می کنی همه آن هايی که اينجا زتدگی می کنند، خرند و يا مثل ما زجر می کشند؟ نه. يا خرند و يا عادت کرده اند. يک جوری برای خودشان توجيه کرده اند تا بتوانند تحمل کنند...."
وحيد جان
جای يک عکس هم خالی! آنقدر به ديدن عکس عادت مان داده ای که بی عکس انگاری دريارونده لخت و عور است. و چشم ها سوئی ندارند برای ديدن هيکل اين وبلاگ .
چه قد توش تن داشت قاطي كردم. ميشه بيشتر معرفيش كني؟ البته اگه تو ايران مي شه گير آورد.
Posted by: katibe_nevis at July 30, 2004 07:12 PMتني است با هزاران هزار تن خاكي ديگر كه همان كه تو گفتي زميني و خاكي است ..از خاك به خاك..بي تكلف و روان ..بي كنايه و بازي و دروغ...
Posted by: nc at August 1, 2004 10:15 AMsalam...az mailatoon kheili kheili khoshahal shodam...vaghan khoshhal shodam ke sshoma ta in had be weblog ahamiat midin,..haghighat ine ke weblog yek mohite farhange ro padid ovorde ke ma mitoonim nazaratemon ro oosh baian konim va az in lahaz kheili khoobe...ma va mahtab az sostie khodemon in akhara kheili sharmandeim omidvaram ke mesle ghadim 2 bare webloge faalei dashte bashim...bye
Posted by: mehrave at August 6, 2004 12:46 AMسلام.خيلي وقت بود نيومده بودم.
Posted by: mahtab at August 7, 2004 10:37 AMعشق تو همه ي كتاب هب هست.البته از نوعي كه تو مي گي.انگار از نوع آسمونيش هيچوقت وجود نداشته.مث افسانه ها كه همه مي دونن دروغه اما دوسشون دارن
Posted by: zahra at August 7, 2004 10:40 AM