ديروز عاشق شدم. هر وقت که عاشق میشم از تنهايی بدم مياد،از سکون بدم مياد، حتا وقت عاشقی از سکوت هم بدم مياد. به اين خاطر هر وقت عاشق می شم بايد برم مترو سواری. تو اون ايستگاه های زير زمينی آدم تو دل جميعت گم می شه. تو اون تونل ها وقتی با سرعت و ديوانه وار از اين طرف به اون طرف می ری نه سکونی می مونه و نه سکوتی، وزنت و جسمت رو از دست می دی و تبديل می شی به يک ذره سرگردون بی حجم، بی وزن،بی اسم، بی خاطره. تبديل می شی به هيچ..
ديروز که عاشق شدم رفتم در ايستگاه مترو نشستم چشمامو بستم و روی ديوار خوندم:
پالتو ت رو فراموش کرده بودی، شب پيش
در اون خوابيدم
و
خواب ديدم
که تو ام
كسي آمد كه حرف عشقو با ما زد
دل ترسوي ما هم دل به دريا زد
به يك درياي طوفاني
دل ما رفته مهماني
چه دوره ساحلش از دور پيدا نيست
يه عمري راهه و در قدرت ما نيست
بايد پارو نزد وا داد
بايد دل رو به دريا داد
خودش مي بردت هرجا دلش خواست
به هر جا برد
بدون ساحل همون جاست!
کاش قلب من مال تو بود
و دست تو مال من
چشم من مال تو بود
و دل تو مال من
اون وقت دیگه هیچی نمی خوام
علی ن
Posted by: هزار حرف نگفته at August 31, 2004 01:45 PMجقدر اين مطلب زيبا بود. مشتري دايم وبلاگت كرد مرا
Posted by: koozeh at August 31, 2004 06:59 PMgah tanah arezoyam in ast ke dobare ashegh shavam ta befahmam tame khoshe zendegi ,dard ,harkat va safar ra .
khoshhalam az inke an jofte digar motarjem ketab mosio ebrahim o golhaye ghoran ra yaftam.khoshhal mishavam agar bishtar az khodetan va asretan baraym begoid.
در فكر تو بورم كه كسي حلقه به در زد!
ياد دانش آموز سوئيسي افتادم!
سلامت باشي.
حميد
خيلی قشنگ بود، خيلی...
Posted by: نکته at September 1, 2004 10:38 AMسلام ... هزیان قشنگی !!!
Posted by: آرمین گیله مرد at September 1, 2004 12:17 PMسلام! عاشقي سكوت و سكون نميشناسه! خيلي هزيان زيبايي بود!
Posted by: Alius Maximus at September 1, 2004 05:21 PMهذيانِ عاشقانه. خوش است و خوشتر از اين کو؟
Posted by: مسيحا at September 1, 2004 06:37 PMسهراب ميگه :
بهترين چيز رسيدن به نگاهيست كه ازحادثه عشق تر است ....
شديدا باهاش موافقم !
خوش باشي
Posted by: jay at September 2, 2004 03:45 PM