February 20, 2005

به خاطر سپيده

کارم گير کرده بود، بايد اون سر دنيا چيزی رو بدست کسی می رسوندم. ايميل زدم، گفت: پيغام دريافت شد در اولين فرصت. اولين فرصت ظاهرا روز بعد بود. تشکر کردم گفت بابا اين حرفارو نداريم. کاری نبود.
می دونم که از ته دل می گه واين حرفا رو نداريم، می دونم که هروقت کاری داشتم، پاش بوده وهست. کاری بود کاری نبود، کوچيک بود، بزرگ بود، نمی دونم، فقط می دونم انجامش از دست خودم ساخته نبود. می دونم که حس بودن، از هر حسی آرام بخش تره.، همين که حس کنی، کسی رو داری. می دونم ازدوستی چيز زيباتری وجود نداره، می دونم که زندگی با دوست زيباست!
خوشحالم نه به خاطر کاری که عملی شد، به اين خاطرکه بهانه ای يافتم، تا رفاقت ببينم، دوستی. به خاطر يافتن بهانه کوچکی برای خوشبختی، به اين خاطر که بهانه ای پيدا کردم برای سفيد ديدن دنيا، به اين خاطر که امروز وقت سرنگون کردن پياله، می تونم زير لب بگم:" به خاطر دوست".
آخرين باری که ديدمش گفته بود اين آهنگ رو دوست داره.

Posted by darya at February 20, 2005 07:32 PM
Comments

حس قشنگيه همه آدمها اين حس و دارند كم يا زياد اما كمتر كساني هستند كه مثل تو براي اين احساس ارزش قائل بشوند و دركش كنند. بزرگ بشمارند و نگران بودن دوستهاشون يا از دست دادن آنها بشوند. بمان و باش

Posted by: پرنيان at February 20, 2005 08:15 PM

چه خوش است
چه خوش است که با حسی خوب
.....پیاله را بر گلو سر نگون کردن

Posted by: شهلا at February 20, 2005 09:35 PM

آهنگ موردعلاقه سپیده رو من نمیتونم بشنوم یا نقص ازسایت شماست؟

Posted by: سلام at February 21, 2005 12:56 AM

سر کوی دوست
جانم خدا خدا
زندگی نیکوست
جانم حبیب من
...
...


علی

Posted by: هزار حرف نگفته at February 21, 2005 02:09 PM

خانه دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد

Posted by: ناشناخته ها at February 22, 2005 07:38 AM

خوش استدین کسی که فرصت زندگی و مهربانی رااز دست نمی دهد، و مهمتر از آن فرصت درک و دریافت مهربانی را...جام...ات گوارا

Posted by: نی لبک at February 22, 2005 04:17 PM

خوش است دیدن: تصحیح

Posted by: نی لبک at February 22, 2005 04:19 PM

وقثي بين اين همه کس که اين سر دنيا داره از ثو ميخواد پس
هستي
وجود داري
و
ميتوني

........و اين يعني دوست داشثه شدن
...................يعني حس بودن

Posted by: sepideh at February 22, 2005 09:57 PM
Post a comment









Remember personal info?