March 15, 2005

Memory of My Sad Whores

کتاب جديد Gabriel Garcia Márquez را به نام Memoria de mis putas tristes می خواندم يادم آمد که در چند سايت اينترنتی اسم کتاب را به فارسی " به یاد آن جنده ی غمگین" ترجمه کرده اند که ترجمه غلطی است.
در وهله ی اول درترجمه ی يک متن بايد ديد که نويسنده با استفاده از واژه ی مورد نظر چه قصدی داشته و لغت استفاده شده در کنتکس آن زبان خاص حاوی چه بارفرهنگی است. مترجم با استفاده از نزديک ترين واژه های مترادف، با بار اجتماعی_ فرهنگی مشابه، سعی می کند به متن مسئولانه وفادار بماند. اسم کتاب فوق به زبان انگليسی Memory of My Sad Whores و در زبان آلمانی به Errinnerung an meine traurigen Huren ترجمه شده است.
ومترجمان از اصطلاح Whore در انگليسی و Hure در آلمانی استفاده کرده اند و نه بطور مثال از اصطلاحات رايج ديگر برای ناميدن روسپيان در زبان انگليسی pro (Brit.sl)hooker (esp US sl) prostitute و معادل های ديگر آن در آلمانی Nutte و Prostituirerte .
در زبان فارسی ما عمدتا از لغات : جنده، نشمه، خانم، فاحشه و روسپی استفاده می کنيم. از نظرمن منفی ترين اين لغات جنده است که کلمه ايست در ذات خود خشن، مردانه و ارزشگذار و خنثی ترين آنها روسپی است. با خواندن کتاب فوق مشخص است که مارکز در اين اثر با استفاده از لفظ puta نه قصد درشت گويی و يا تحقيرکسی را داشته و نه قصد محکوم کردن اخلاقی روسپيان را. با نگاهی مجدد به ساخت و ترکيب تيتر اصلی کناب حس همدلانه ای نويسنده با ا ين زنان کاملا آشکار است و به اين دليل هم استفاده از يک وازه خشن و درشت از نظر استتيک و حسی به ساخت جمله صدمه می زند. غير از اين، برای نامگذاری يک اقليت جنسی، قومی، مذهبی و صنفی و برای پرهيز از تحقير و قضاوت اخلاقی اين جمع، بايد از نامی سود جست که وابستگان اين اقليت بطور رسمی برای ناميدن خود از آن بهره می جويند،، تا آنجا که من میدانم در ايران صاحبان اين صنف خود را در حالت رسمی جنده نمی نامند.
بنظر من استفاده از اصطلاح جنده در این ترجمه امری نيست که از روی سهو اتفاق افتاده باشد و از روش آگاهانه ای که مد روز است پيروی می کند.
در سال های اخیر کاربرد نابجای واژه های قبیح بعضا مد روز شده است. دلیل این امر بخشی بخاطر مبارزه با اخلاق ریاکارانه غالب و به نوعی عکس العملی غير منطقی برای شکستن سدهای فرهنگی موجود است و بخشی به دلیل ساده انگاری و کاهلی در اندیشیدن که در مبارزه با یک پدیده به ساده ترین ابزار موجود متوسل می شود.
درهر صورت استفاده نابجا و غلط از اين گونه الفاظ و بخصوص در اينجا، در ترجمه "يک اثر ادبی" نه تنها دست آوردی محسوب نمی شود که تنها باعث مخدوش شدن آن متن شده است.

ترجمه ی گوشه ای از کتاب:
« اولش از خودم پرسيدم: اولين بار کی بود که فهمیدم پير شده ام. تصورم این بود که از آن زمان خيلی نگذشته است. چهل و دوسالم که بود بخاطر درد کمر، که نمی گذاشت نفس بکشم، رفتم دکتر. دکتر گفت خطری نداره و اين درد ها برای سن ات عادیه.
گفتم:" پس سن من عادی نيست."
دکتر از روی ترحم لبخند زد و گفت:" فيلسوف بنظر میای."
اين اولين باربود که متوجه پيری خودم شدم، اما زود یادم رفت.
به اين عادت کردم که هر روزبا درد جديدی از خواب بيدار شم. دردی که در اين سالهای گذشته هر روز از یک جا و به یک شکل بیرون می زنه. گاهی اوقات بنظرم می رسید تو چنگال مرگ گرفتار شده ام اما روز بعد ازبین می رفت. زمانی شنيده بودم که اولين نشانه پيری اينه که آدم شروع کنه شبيه پدرش بشه. اما آن روزها فکر می کردم که نفرین کرده اند" به جوانی هميشگی"، چون فکر می کردم قیافه ی کله اسبی ام نه هيچوقت شباهتی به صورت خشن کارائيبی پدرم پيدا می کنه و نه شبیه قيافه درباری رومی مادرم می شه. در حقيقت اولين تغييرها آهسته و تقريبا بی خبر می آن، آدم خودش رو از درون هنوز مثل قديم می بينه، اما ديگران زوال را از بيرون می بینن. وارد پنجاه سال که شدم اختلال حواس پیدا کردم و همین بود که پیری های پدرم بیادم انداخت. دنبال عينکم تمام خونه رو زير و رو می کردم، تا اين که یادم می آمد رو چشممه. يا با عينک می رفتم زير دوش، يا اينکه عينک مطالعه ام رو می زدم رو عينک دوربين ام. يک روز صبح بخاطر حواس پرتی دو بار صبحونه خوردم. کم کم فهمیدم که وقتی حرف می زنم و دوستانم ناآرامند و جرات نمی کنن چیزی بگن معنیش اینه که عين همين داستان رو هفته پيش براشون تعريف کردم. زمانی رسید که موقع سلام و احوالپرسی با آشناها اسمشون رو با قیافه هایشون نمی تونستم تطبیق بدم. »

Posted by darya at March 15, 2005 05:31 PM
Comments

این کتاب رو ندارم اما نقدی بر آن را در اینترنت خوانده ام و دقیقا عنوان کتاب بدجوری تو ذوقم زد.ترجمه ای از ژان پل سارتر را خوانده بودم به نام روسپی بزرگوار اما اصلا حس بدی نداشتم.اتفاقا بر عکس...موضوع مهمی را مطرح کرده ای.

Posted by: نی لبک at March 15, 2005 11:40 PM

از زوايه جالبی به اين قضيه نگاه کرده بودی.

Posted by: نادر at March 16, 2005 02:14 PM

دریانورد جان با آرزوی آنکه سال 84 آغاز وپایان خوبی براتون داشته باشه من فکر می کنم که ترجمه درستی ازعنوان کتاب شده چون کلمه انگلیسی آن دقیقا همان بار را داره- زخمت وتند. وفکر میکنم نویسنده این زبان زمخت رو به عمد استفاده کرده.گاه استفاده وانتخاب یک کلمه زخمت زیرکانه به این منطور استفاده میشه تاقباخت آن کلمه ریخته بشه و به نوعی از آن پدیده تابو زدائی بشه !

Posted by: سلام at March 16, 2005 06:43 PM

استاد بدجوري دلتنگيم كجايي؟

Posted by: saleh at March 18, 2005 11:49 PM

سال نو مبارک هر چند امسال اصلا حس سال نو ندارم نه بوی عیدی نه بوی توپ نه بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو هیچ کدام سر حالم نمی یاره.

Posted by: katibe_nevis at March 21, 2005 08:40 AM

سلام.. مطمئن نیستم عنوانِ انگلیسی هم درست‌باشد. در بعضی ‌از نقدهایی که بر این کتاب خواندم به نظرمی‌رسید خواننده‌هاىِ‌ اسپانیایی‌دان و مارکز‌شناس هم چندان عنوان انگلیسی را مناسب ندیده‌بودند.

به نظر می‌رسد یک گیرِ مهم در ترجمه عنوان کلمه Puta است. در پروژه به نظرِ من جالبِ اینترنتی www.Urbandictionary.com خوانندگانِ آشنا به زبان به ویژه زبانِ محاوره‌ تعریف و درکِ خودشان از یک واژه را برحسبِ کاربردش مى‌گویند و دیگران در موردِ کارشان نظرِ مثبت یا منفی می‌دهند. یکی از پرطرفدارترین تعریفها (!+۱۸) در موردِ واژهء puta را به نقل از این فرهنگِ پویا این است:

. Puta


Literally means whore. Although in Spanish this word is used as the word "fuck" in English; even though their meanings are different. This word expresses anger, discontent, embarrassment and many more. Could be used as a verb, adverb, adjective, ect. The word pretty much has the same significant popular use as �fuck�. It is important to remember that due to the huge diversity versions and accents in Latin America plus the Spanish accent and version, there are many ways to express oneself in Spanish in the exactly same way. In other words, always keep in mind that a person in Spain will use a different speech method and expression that one from Mexico, Chile or Argentina.
Ex:
-Tu puta madre = Your fucking mother
-Vos/tu/usted tenes/tienes/tiene una puta actitud. = You have a fucking attitude.(to represent the various ways of using Spanish Vos/tu/usted = you)
-Puta!!! = Fuck !!!
-Ala puta!! = Holy fuck!!
-Aqui esta tu puta comida. = here is your fucking food.
-mamame la puta polla. = Suck my fucking cook.
-Ando putiando. = I'm fucking around.
-Me estoy putiando a tu hermana = I am fucking your sister.
-Me putie a todas esas nenas. = I fucked all those hotties.


Source: Rexnecros, Oct 19, 2004

با توجه به کاربرد و با پذیرفتنِ‌ این تعریف به نظرمی‌رسد کاربردِ واژه بیشتر در موردِ نفسِ عمل جنسی باشد نه طرفِ رابطه. با این حساب و با توجه به محتواىِِ کتاب، که بعنوانِ مثال در لینکِ‌ مطلب شما تا حدى هست شاید عنوان "خاطراتِ عشق‌بازیهاىِ مفلوکانهء من" بد نباشد.

Posted by: پژمان(*) at March 24, 2005 12:33 PM

در دنباله نظرِ قبلي شايد عنوانِ "خاطراتِ بافاحشه‌خوابيدن‌هاىِ غم‌بارِ من" قدرى بهتر باشد....

Posted by: پژمان (*) at March 25, 2005 03:34 AM

I am Lin, praise the mention of the almighty Father Allah, and His most highest . I HAVE BEEN DUPED BY A PROSTITUTE, AND ASK HIS MOST MERCIFUL may all praise be due to the Father Allah. Shalom.TO FORGIVE ME FOR MY ERROR.beloved prophet Mohaned, forgive me also.

Posted by: Sonora Stephenson AKA: Peggy Dalton, Bandon, Oregon at July 24, 2005 04:30 PM
Post a comment









Remember personal info?