March 08, 2005

آن سبو بشکست و ...

نمیدونم به مجازات کدوم گناه نکرده امروز اين بلا سرم اومد. با چشمان خواب آلود داشتم با ماشين نون بری نون می بريدم ، مطابق معمول که موقع کار حواسم به هرجايی هست جز به اون کاری که می کنم ، چشمتون روز بد نبينه انگشت شست راستم رفت زیر تيغ گيوتين وار ماشين و وقتی به خودم اومدم ديدم يک تيکه بزرگ از انگشت شستم رو هوا آويزونه و هی خون مياد و خون مياد. چون بدون دست راست ارزش مادی ام صفره مجبور شدم بشينم خونه و از بيکاری عکاسی کنم .

Posted by darya at March 8, 2005 01:14 PM
Comments

یعنی دکتری ..درمانگاهی نرفتی؟! خیلی متاسف شدم.

Posted by: نی لبک at March 8, 2005 03:04 PM

salam duste aziz, vaghti didam update shodid tebghe ma-mul kheyli khoshhal shodam. amma ba-ad ba khundane in khabar.....! omidvaram moshkele bozorgi nabashe. hatman be ye doktor neshunesh bedid. darzemn az ezhare lotfetun ham besyar mamnun.

Posted by: ye shabe mahtab at March 8, 2005 03:55 PM

oooooo omidvaram zoodtar behtar she :(

Posted by: koozeh at March 8, 2005 05:34 PM

in ahange ro kheili doost daram ke gozashti... mishe fle ya linkesho baram befresti?

Posted by: koozeh at March 8, 2005 05:38 PM

شاد باش که گیتاریست نیستی

Posted by: salam at March 8, 2005 06:48 PM

اه خدايا /...من اگه انگشت شستمو اويزون تو هوا ميديدم غش مي كردم! ديگه به عكاسي و وبلاگ نويسي نميرسيد حالم!...واي چقدر وحشتناكه....اميدوارم به زودي زود زخمش جوش بخوره.من از وبلاگتون واقعا خوشم اومده .از تصاويري كه گذاشتيد.از شعرها وخلاصه از فضاي اين وبلاگ لذت مي برم.به شما لينك دادم.دوست داشتيد از زلال پرست ديدن كنيد...بدروود

Posted by: zolalparast at March 8, 2005 08:52 PM

دوست خوبم :
ناراحت شدم اینو خوندم
انگار انگشت من رفت اون زیر.

پس فردا امتحانم هست اما نمی تون بلاگ نخونم و اینجا سر نزنم.

شاد زی نازنین
که قلب مهربانت
بهترین پاداش خدا به توست

با مهر
علی

Posted by: هزار حرف نگفته at March 8, 2005 10:57 PM

salam , mamnun az emil va in ke nesbat be webe bande lotf dashiid khoshalam ke mano link kardid , albate man taze ba neveshtan to web log ashna shoodam , ghbalan harche bood bar kaghaz migozasht oomid ke dar in amr rahnma man bashid .
mofagh bashid

Posted by: arash at March 9, 2005 02:27 AM

سلام ...
ای داد بیداد ... هم برای تو و هم برای خودم ... چندیست که دستم به دوربین نمیرود و نمیدانم چرا... میگم منم برم نون ببرم... حواسپرت که هستم!!!

Posted by: آرمین گیله مرد at March 9, 2005 08:10 PM

همسايه جان ما بي خبر بوديم. شرمنده. خدايش شفاي عاجل عنايت كناد. نان بريده بخر برادر من... اصلآ نان لواش و بربري بخر كه اين قرتي بازي هاي پست مدرنيستي را نداشته باشد. خلاص.
بعد هم عرض شود كه ارزش مادي چه سگ پدريه؟ ارزش معنوي جيم جنگلي از همه ي اين ها بالاتر است.
ارادت

پي نوشت
برنامه ي همراهي شما با آقاي معروفي چه شد؟

Posted by: قاصدك at March 9, 2005 11:56 PM
Post a comment









Remember personal info?