سقراط می گويد:
"اين زندگی نيست که بالا ترين ارزش را دارد، خوب زندگی کردن ارزش بيشتری دارد."
يا چيزی در اين مايه ها...
آخرين باری که به" کيفيت زندگی " فکر کرديم کی بود؟
من يادم نمی آيد.
بيشتر "کميت زندگی" است که ما را به خود مشغول می کند، تا " کيفيت زندگی"، اينطور نيست؟
ديالکتيک کيفيت و کميت زندگی...
پی نوشت: شايد بتوان کيفيت زندگی را با "آرامش"، "احساس رضايت" و "شادمانی" تعريف کرد...
سلام ... مشکل این هست که "خوب زندگی کردن" نسبی هست و ما متوجه نسبیتش نمیشویم. از کودکی به خوردمان میدهند و ذهنمان را میشویند که فلان زندگی، زندگی خوب هست. همه (اکثر) به دنبالش می روند و یا بدست نمی آورند ناراضی و غمگین میشوند و نا آرامند و یا حتی بدست می اورند از رضایت و شادمانی و آرامش خبری نیست (که اگر خبری بود، دنیا دنیای دیگری بود ...) طبق معمول اشتباه فکری در عملکردمان هست: از خود نمیپرسیم چه بکنیم و چگونه زندگی کنیم تا "آرامش"، "احساس رضايت" و "شادمانی"داشته باشیم، بلکه گفته ها که این "باید" بکنید تا "آرامش"، "احساس رضايت" و "شادمانی" داشته باشیم را باور کرده و سراخر ....
Posted by: آرمین گیله مرد at November 16, 2005 09:00 PMزندگی ارزش هیچ چیز نداره هیچ چیزم ارزش زندگی نداره........دی
Posted by: کولی شرقی at November 16, 2005 10:52 PMزندگی ارزشی ندارد با این همه هیچ چیزم ارزش زندگی را ندارد(مارو
Posted by: کولی شرقی at November 16, 2005 10:55 PMsalam, man ke tabehal ba keyfeyate zendegi zendegi kardam garche kamyatesh hey dare myad pain amma mohem nist, fekr mikonam mavaneye zyadi tu khodemun hast ke intor nemikhaym... shayad neveshteye badiro darinbareh bezaram, khosh bashi Alireza
Posted by: alireza at November 17, 2005 01:57 AMوحیدجان
زندگی بدون عشق غلتیدن روی توده ی یخه