December 14, 2005

بوسه های باد

باد می آمد. در ايستگاه خالی مترو، گوشه ای زير درخت کاج راهبه ای پير زير لب بيضه های مسيح را با آرامش به تسبيح می کشيد. ريل ها خسته زير بار واگن ها روی زمين دراز کشيده و در انتظار آمدن کريسمس به خواب رفته بودند.

Posted by darya at December 14, 2005 04:43 PM
Comments

بوسه هاي كريسمس

Posted by: مردي آواز مي خواند at December 14, 2005 06:11 PM

‌d: ...چه ثوابي كرده راهبه

Posted by: رهايي at December 14, 2005 08:06 PM

che tasvire ghaviie ashenayee

Posted by: mahta at December 15, 2005 12:56 AM

خیلی جالب بود

Posted by: saye tanha at December 15, 2005 12:58 PM

عالی

Posted by: anarco at December 15, 2005 02:35 PM

سلام ...
:-)

Posted by: آرمین گیله مرد at December 15, 2005 06:48 PM
Post a comment









Remember personal info?