گل باغ آشنايي آهنگساز : مصطفي کسروی شعر : عراقي
ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايی چه كنم كه هست اينها گل باغ آشنايی مژه ها و چشم يارم به نظر چنان نمايد كه ميان سنبلستان چرد آهوى ختايی سر برگ گل ندارم، ز چه رو روم به گلشن که شنيده ام ز گلها همه بوي بي وفايی به كدام مذهب است اين، به كدام ملّت است اين كه كشند عاشقى را كه تو عاشقم چرايی به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند كه تو در برون چه كردى كه درون خانه آيی به قمارخانه رفتم همه پاكباز ديدم چو به صومعه رسيدم همه زاهد ريايی در دير مى زدم من كه ندا ز در درآمد كه درآ درآ عراقى، كه توهم از آن مايی