هر چه باروت بوده است، سربازان خسته ای که از جنگ باز می گشتند، به دل دریا ریخته اند. کافیست تو چشم هايت را باز کنی ، تا جرقه ی خورشید تمام آبهای دريا رابه آتش کشد...
باز کردن چشمها و جرقهی خورشید نشان از دست یافتن به آگاهی است... اما رابطهی این با سربازان خسته که باروتها را به دریا ریختهاند چیست؟ سربازان چه جنگی این کار کردهاند؟
Posted by: satgean at January 26, 2006 09:12 AMسربازان تمام جنگ ها، جنگ های بی حاصل
Posted by: مهرناز at January 26, 2006 11:14 AMآبها ...
Posted by: مردی آواز می خواند at January 26, 2006 11:22 AMdear dr.
Posted by: مهتا at January 27, 2006 03:37 PMاما باروت هست.نیست؟؟
Posted by: کولی شرقی at January 29, 2006 08:46 PMرفتم و برگشتم کنار پدر تو و پدر خود .عجیب حسی است در من انگار کن دیده ام بدود. سرد بود سرد و صدا میزد مرا
Posted by: پرنیان at January 30, 2006 01:35 PMاحوال دریای عزیز و مه آلود؟!
Posted by: نی لبک at February 3, 2006 01:21 PM