May 17, 2006

تنها يک قدم بود

سالها از دست زدن به اين کار شانه خالی می‌کردم، به علت‌های فراوان، شخصی و غير‌شخصی، مهمترين علتش اما شايد حس موقتی بودن است، که گريبان خيلی از ما مهاجرين ناخواسته را گرفته، حس ماندنی نبودن، حس هر لحظه رخت سفر بستن، حسی که بزرگترين مانع است برای دست زدن به هر کاری که ريشه ات را در زمين فرو برد، هر کاری که مانعی باشد برای گريختن ...و شايد به اين خاطر است که هميشه دنبال کاری بوده‌ای که بريدن از آن، تنها زحمتش برداشتن کتت بوده‌است و بس. امروز اما دل به دريا زدم و شروع کردم، بدون آن که بدانم چه پيش خواهد آمد، امااز الان دلم برای سفر تنگ شده و هنوز شروع نشده احساس خفگی می‌کنم با اينکه اينجا را پر از رنگ و گل کردم...

Posted by darya at May 17, 2006 08:50 AM
Comments

خیلی زیبا شده تبریک میگم

Posted by: دوباره از همان خیابان ها at May 17, 2006 01:26 PM

تبریک استاد
.
آزاد باشید و در سفر

Posted by: کولي شرقي at May 17, 2006 01:55 PM

خیلی قشنگ شده. وحید تو که از رنگ‌های زنده خوش‌ات می‌آد یه چیزو امتحان کن - دو یا سه تا از دیوارای یک اتاق رو یک رنگ و بقیه رو یه رنگ دیگه که باهاش خیلی کنتراست داره بکن ببین چه‌طور عاشق می‌شی.

قبلا" این کار رو کردم تو یکی از خونه‌هام و معرکه از آب در آمد.

Posted by: هاله at May 17, 2006 02:03 PM

وحيد عزيزم،
هميشه سليقه ات را دوست دارم. تبريک می گم، و خوشحالم که حالا مطب خودت را با دست هات ساخته ای. همونجور که من هم دوست دارم.
شاد باشی.

Posted by: عباس معروفی at May 17, 2006 02:40 PM

حجله نو مبارک! به شادی و سرخوشی
اگر هوای سفر داشتی، حوالی ما هم غربت است؛ غريبه‌گی نکن

Posted by: مسيحا at May 17, 2006 04:45 PM

وحید عزیز
تبریک میگم و آرزوی موفقیت برات دارم.
اما این چند روزه حسابی نگران شده بودم ها.
آخه سایتت رو اصلا نمی شد دید.
راستی نقاشی ها کار خودته؟

Posted by: نی لبک at May 17, 2006 05:14 PM

سلام.... هنوز این قدم برنداشتم.... نمیشود .... نمیخواهم ...

Posted by: آرمین گیله مرد at May 17, 2006 06:42 PM

سلام من هم تبریک می گم وخوشحالم که که دلتون برای سفر رفتن تنگ شده خیلی دلم می خواد ببینمتون

Posted by: سحر at May 17, 2006 09:06 PM

مطب قشنگی شده. خوش به حال کسانی که میان اونجا.
سلیقت حرف نداره.

Posted by: سرزمین رویایی at May 17, 2006 10:57 PM

,آقای دریاروندگان عزیز
.تبریک عرض می کنم
همه چیز همانگونه است که از ذهن زیبای شما انتظار می رود

شاد زید
مهر افزون

Posted by: پونه at May 17, 2006 11:40 PM

هر جا که هستی همیشه پر از گل و رنگ باشه. و تا اون روز که استودیوی فیلم دریاروندگان رو تاسیس کنی.

Posted by: ... at May 18, 2006 06:17 AM

من نفهمیدم! این جریان سفر چیست؟ کجا می‌رین به ایران که برنمی‌گردین!

Posted by: satgean at May 18, 2006 08:45 AM

دندان درد دارم؟! پس چرا هوس سرزدن به دندانپزشک آمده؟

Posted by: من at May 18, 2006 10:42 AM

تبریک ! کاش منم میتونستم اینطور ی محل کارمو آذین کنم. هنرش هستا ولی پولش نیست

Posted by: salam at May 18, 2006 07:20 PM

مبارکه... به قول ما ایرونی ها ایشالا به دلِ خوش و تنِ سلامت... من هم مدتهاست می خوام دست به کاری بزنم و هی بهانه می آرم ولی باید از شما یاد بگیرم.آفرین

Posted by: dokhtarbass at May 19, 2006 10:36 PM

آرامش عجیبی بهم می ده این سرزمین دریایی
هر که هستید بوسه بر نگاهتون می زنم که از تصاویر سوژه نمی سازید و معنای اونها را ازشون نمی گیرید
همیشه پر رنگ باشید...

Posted by: shadi at May 21, 2006 06:39 PM

عمو جان
بسیار زیبا
شد مسل یک "آرت گالری" در نیو یرک

موفق باشی

Posted by: حمید at May 22, 2006 11:47 PM
Post a comment









Remember personal info?