سالها از دست زدن به اين کار شانه خالی میکردم، به علتهای فراوان، شخصی و غيرشخصی، مهمترين علتش اما شايد حس موقتی بودن است، که گريبان خيلی از ما مهاجرين ناخواسته را گرفته، حس ماندنی نبودن، حس هر لحظه رخت سفر بستن، حسی که بزرگترين مانع است برای دست زدن به هر کاری که ريشه ات را در زمين فرو برد، هر کاری که مانعی باشد برای گريختن ...و شايد به اين خاطر است که هميشه دنبال کاری بودهای که بريدن از آن، تنها زحمتش برداشتن کتت بودهاست و بس. امروز اما دل به دريا زدم و شروع کردم، بدون آن که بدانم چه پيش خواهد آمد، امااز الان دلم برای سفر تنگ شده و هنوز شروع نشده احساس خفگی میکنم با اينکه اينجا را پر از رنگ و گل کردم...




خیلی زیبا شده تبریک میگم
تبریک استاد
.
آزاد باشید و در سفر
خیلی قشنگ شده. وحید تو که از رنگهای زنده خوشات میآد یه چیزو امتحان کن - دو یا سه تا از دیوارای یک اتاق رو یک رنگ و بقیه رو یه رنگ دیگه که باهاش خیلی کنتراست داره بکن ببین چهطور عاشق میشی.
قبلا" این کار رو کردم تو یکی از خونههام و معرکه از آب در آمد.
Posted by: هاله at May 17, 2006 02:03 PMوحيد عزيزم،
هميشه سليقه ات را دوست دارم. تبريک می گم، و خوشحالم که حالا مطب خودت را با دست هات ساخته ای. همونجور که من هم دوست دارم.
شاد باشی.
حجله نو مبارک! به شادی و سرخوشی
اگر هوای سفر داشتی، حوالی ما هم غربت است؛ غريبهگی نکن
وحید عزیز
تبریک میگم و آرزوی موفقیت برات دارم.
اما این چند روزه حسابی نگران شده بودم ها.
آخه سایتت رو اصلا نمی شد دید.
راستی نقاشی ها کار خودته؟
سلام.... هنوز این قدم برنداشتم.... نمیشود .... نمیخواهم ...
Posted by: آرمین گیله مرد at May 17, 2006 06:42 PMسلام من هم تبریک می گم وخوشحالم که که دلتون برای سفر رفتن تنگ شده خیلی دلم می خواد ببینمتون
Posted by: سحر at May 17, 2006 09:06 PMمطب قشنگی شده. خوش به حال کسانی که میان اونجا.
سلیقت حرف نداره.
,آقای دریاروندگان عزیز
.تبریک عرض می کنم
همه چیز همانگونه است که از ذهن زیبای شما انتظار می رود
شاد زید
مهر افزون
هر جا که هستی همیشه پر از گل و رنگ باشه. و تا اون روز که استودیوی فیلم دریاروندگان رو تاسیس کنی.
Posted by: ... at May 18, 2006 06:17 AMمن نفهمیدم! این جریان سفر چیست؟ کجا میرین به ایران که برنمیگردین!
Posted by: satgean at May 18, 2006 08:45 AMدندان درد دارم؟! پس چرا هوس سرزدن به دندانپزشک آمده؟
Posted by: من at May 18, 2006 10:42 AMتبریک ! کاش منم میتونستم اینطور ی محل کارمو آذین کنم. هنرش هستا ولی پولش نیست
Posted by: salam at May 18, 2006 07:20 PMمبارکه... به قول ما ایرونی ها ایشالا به دلِ خوش و تنِ سلامت... من هم مدتهاست می خوام دست به کاری بزنم و هی بهانه می آرم ولی باید از شما یاد بگیرم.آفرین
Posted by: dokhtarbass at May 19, 2006 10:36 PMآرامش عجیبی بهم می ده این سرزمین دریایی
هر که هستید بوسه بر نگاهتون می زنم که از تصاویر سوژه نمی سازید و معنای اونها را ازشون نمی گیرید
همیشه پر رنگ باشید...
عمو جان
بسیار زیبا
شد مسل یک "آرت گالری" در نیو یرک
موفق باشی
Posted by: حمید at May 22, 2006 11:47 PM