آلمودوار ( Pedro Almodóvar ) اين بار در فيلم جديدش" بازگشت" (VOLVER)با طنزی شيرين روايتی تلخ را نقل میکند. باوجود اينکه بازگشت از المنتهای قوی سينمای کمدی برخوردار است، در عين حال فيلمی است ملودراماتيک و سخت، فيلمی است دربارهی زندگی و مرگ.
داستان، داستان بازگشت مردگان است در شهری ( La Mancha ) که مردهها هيچوقت بطور کامل نمیمیميرند. داستان ماندن سه نسل زن است که توانستهاند نه تنها بمانند که حتی باز گردند.
مردی در حين تجاوز به دختر خواندهاش به قتل میرسد.(دختری که خود محصول تجاوز پدربزرگش (پدرش* به مادرش( خواهرش)) بودهاست.
واقعيت آنقدر تلخ است که که آلمودوار از شيوههای روایی واقعيت گريزانه(Eskapismus)برای روايت هر چه بهتر فيلمش استفاده میکند و آنقدر اين دو مولفه را استادانه به هم گره میزند که مرزی بين واقعيت و غيرواقعيت باقی نمیماند.
"آلمودوار" با نماهای باز رازهای سربسته را نقل میکند بدون اينکه لحظهای خودش را به دام قضاوت کردنهای روزمره بيندازد، هنری که در پس پرده هنر ديگرش " فيلمسازی " پنهان نمیماند.
در جشنواره کن امسال برای اولين بار بازيگران زن یک فيلم بطور دستهجمعی برنده بهترين بازيگر سال شدند و همچنين اين فيلم برنده بهترين سناريو فيلم سال شد.
ترانه Volver با صدای ٍEstrella Morente
فکر میکردم
هميشه در جستجو بودهام، در جستجوی هدف و انگيزهای نو
بعدها دانستم که تمام اينها، تنها تلاشی بودهاست برای گريز از وحشتی بزرگ.
وحشتی که از بدو تولد تا مرگ هميشه با من است.
وحشت از ...
فکر میکردم
میرفتهام تا به ديگری برسم
ولی هر بار به خود رسيدهام.
فکر میکنم
اين گونه زندگی کردنم نه به خاطر لذت بردن از آن، بلکه
تنها تکرار يک عادت بودهاست.
فکر میکنم
هر روز چيزی را جايی جا میگذاشتم،
ديروز دوربينم را، امروز خودکارم را و روزی هم روياهايم را