"اين بوخنوآلد نيست که نفرتانگيز است، اين بلزن نيست که نمیتوانم فراموش کنم...."
"آنچه نمیبخشم، داخاو است، اين شهر سیهزار نفری که وقف شکنجه شدهاست، اما در دهکده کوچک مجاور ،مردم با شادی زندگی میکنند، در کشتزارها کار میکنند..."
" دهکده کوچک مجاور ، با بچههايش که در کشتزارها گل مينا میچينند، مادرانی که بر گهوارهها، برای کوچولوهاشان، لالايی میخوانند، پيرانی که روی نيمکت جلو خانه، با خاطر آسوده، میخوابند روستايی که به حيوانهايش آب میدهد، سگش را نوازش میکند، زنش را دوست میدارد..."
«رومن گاری»