ساندور مارای (Sandor Marai) بين سالهای 1984 تا 1989 خاطرات خود را می نوشت.
آخرين ياداشت
15 ژانويه 1989
من منتظر رسيدن دستوراعزام به خدمت هستم. بی صبر نيستم، اما عقب هم نمی خواهم بيندازم. زمان آن فرا رسيده است.
او روز 22 فوريه 1989 با شليک گلوله ی به زندگيش پايان داد.