November 28, 2008

سراب

مردمانی ناتوان که بطور معمول قادر به انجام هيچ عملی نيستند، ساده ‌انديشانی  که در سطح شناورند و عميقترين نقطه ذهنشان بند انگشتی عمق ندارد. آنان به يکباره شجاع می‌شوند و با شمشير چوبی در دست حمله می‌کنند و دست به پوچ ترين اعمال می‌زنند، تنها به اميد مدالی مسين ازدستانی موميايی.

- چشمهايت را ببند تا نبينی، ياد بگير که نبينی هزار بارت گفته بودم.

- نه تنها چشم هايم بسته است که دماغم را هم گرفته ام بوی گه همه جا را برداشته است.

آنچه احساس می کنم ، بی‌شهامتی گسترده‌ايست، احساس انزوايی تحمل ناپذير... فقدان کامل خواست و آرزو.

بودلر

Posted by darya at November 28, 2008 02:12 PM