دریاروندگان: December 2008 Archives

December 17, 2008

اينجا کسی است پنهان

Posted by darya at 02:43 PM

December 15, 2008

آتش

لب آب روی لبه  سمنتی کنار رودخانه نشسته بود. نشستم کنارش. پاهايم را  آويزان کردم روی آب. سوز سردی از روی آب برمی خواست. نگاهش کردم، گفتم: هوا سرد شده است!

نگاهم نکرد.نفسش را با بخار از سينه بيرون داد، گفت: امشب حتما برف خواهد آمد.

Posted by darya at 12:46 PM

December 14, 2008

Caché

Posted by darya at 01:51 PM

ای نظر بی من مبین و ای روان بی من مرو

Posted by darya at 12:03 PM

December 01, 2008

انتها

زمان

آن طرف خیابان از پیاده رو می گذشت

صدایش کردم

سرش را بالا گرفت

نیشش را باز کرد

و

گذشت...

Posted by darya at 12:51 PM