تصو یر ی شده............... تصو یر واقعی زندگی.
Posted by علیرضا at December 11, 2004 09:49 PMقيامت كرده اي وحيد جان....دستت درست.
Posted by قاصدك* at December 11, 2004 10:11 PMامروز من هم دلم بدجوری هوای اونایی که نیستن را کرده بود. یه جایی بود که خیلی وقت بود دلم میخواست برم اما تا امروز نتونسته بودم برم . اما امروز رفتم . امروز رفتم قبرستان خاوران . اونجایی که هزاران حوان این سرزمین خیلی بیشتر از اونی که من حتی سواد یاد بگیرم دل به دریا زده بودند و از جانشون گذشتند . و من امروز داشتم میونشون قدم میزدم و باهاشون دردل میکردم. خواستم این مطلب را تو بلاگم بذارم اما احساس میکنم شاید هنوز اونقدر پاک نیستم تا در باره این عزیزان بنویسم . دوربینی هم نداشتم تا عکسی بگیرم . حالا که دیدم شما هم امروز حال من را داشتید خواستم درددلی کرده باشم . ببخش مرا عزیز
Posted by pirooz at December 11, 2004 10:48 PMسلام وحید جان
کار زیبایی بود. من را به یاد انسانهایی انداختی که همه وجودشان عشق بود و انسانیت. انسانهایی که امروز مثل کودک یتیمی که پی مادرش بگردد، در جستجوی شان خون گریه می کنم.
bargashyanat mobarak...man in aks ra ke didam delam gereft...
Posted by كوزه at December 12, 2004 04:14 AMيادش بخير، پارسال تو مرداد بود، همينجا؛ 2 تا شاخه گل رز سفيد آورده بود. يکيش رو گذاشت برای فروغ، يکيش رو داد به من، پيچک عشقشو دورم پيچوند...
کلی خاطره برامون زنده کردی. شايد خاطره هايی که نزديک بود يادمون بره. هردومون ممنونيم ازت.
Posted by خورشيد at December 12, 2004 07:36 AMبی نظیر بود
تلفیقی زیبا از هنر عکاسی و فوتوشاپ
کاش نام آدرس بلاگت رو زیرش می نوشتی تا کپی رایتش حفظ شود.
يه روز برفي يه شال گردن ميان سنگهايي كه فقط سنگ نيستند مثل سنگ من، با دست برفها رو پس ميزديم و يخها آب ميشدند. و آنروزها همين تصويرها گرفته شد. برفهاي روي كاجها و بنفشه هاي رنگي و هم تكاندم و زرد و بنفش چشمك زدند . ميان آنهمه جماعت زنده كه صدا و حرفهاشان موج موج ميامد و ميرفت بيشتر زنده بودم . با پيرزن و مهمان نوازيش گرم شدم و آهسته در فلزي و باز كردم پا به كوچه و جماعت نفس كش گذاشتن سخت بود سخت!
Posted by پرنيان at December 13, 2004 06:22 AMسلام
کار بسیار زیبایی بود .امروز اتفاقا صحبت از ظهیرالدوله شد و تصمیم شهرداری تهران برای تخریب این بهشت جاودانه . نشنیده بودم . امیدوارم واقعیت نداشته باشد .بادرود
Posted by جواد_ق at December 13, 2004 10:02 PMسلام دوباره
مرا بردی به ظهیرالدوله و یادم رفت تبریک بگویم برای خانه جدید.از حمیرای عزیز ممنونم که آدرس جدیدت را نشانمان داد در وبلاگش.
با درود
تو اين سايت يكسري از عكاسيها يي كه كرفتم به اضافه ي مجسمه هام هست !! خوشحال ميشم نظر شما رو بدانم!!(: ممنون.
www.seena.8k.com
سلام ! دیدم اینجا بویی از هنر هست ! گفتم شاید دوست داشته باشین مجسمه های من رو ببینید(: بـــا سپاس
عکس مجسمه ها تو این سایت هست... www.seena.8k.com