سلام
( دراوج غذاب کشيدن بودم که چشمم به او افتاد ... ) يكي از بهترين و زيباترين توصيفهايي بود كه تا كنون خوانده ام. بسيار زيبا بود.
فقط چند عبارت مثل (فراکسيون چپ حزب سوسياليست - سيستم های توتاليتر - و ... ) فضاي نوشته را از يكدستي در مي آورد و ذهن را در وسط يك زمزمه ي قشنگ در دست انداز مي اندازد.
شاد باشيد و هميشه بهار
Posted by Hamid at July 25, 2003 10:05 PMسلام
داستان خيلي قشنگه.
فقط اميدوارم خواب در بيداری ادامش نباشه.
ghashnag bood kash mishod pelase rango ro rafte siyasat ro az neveshteha va ghalam ghashangetoon jam kardo door andakht ta dashte vasie zire oon havaye taze boodano hes kone
Posted by oldooz at August 1, 2003 03:31 PM