نظرات: زنده بگور

می گم که این اقای زنده بگور،ببخشید آقای پندار!!!، حیوونی اصلاوجود داشته که بخواد بمیره هم؟!
...
آقای پندار ما ، بزرگترین دلیل خوشبختی را اما نداشت؛ حس خوشبختی از درون! و بدون واسطه زن نجیب و خانه دار،بچه های سربزیر، خانه ،ماشین و...
مشترک مورد نظر او هیچگاه در دسترسش نبوده ؛
...
مشترک نگو،جوهره حیات بگو...

Posted by ني لبك at November 23, 2005 01:51 PM

سلام ....کی نمیشناسد!!! همه جا پلک میزنند!!!

Posted by آرمین گیله مرد at November 23, 2005 07:21 PM

به آقای پندارتان بگویید تا کوسه ای در مخزن آرام زندگی اش بی اندازد

شاد زید

Posted by pooneh at November 23, 2005 07:59 PM

بابا وحيد تو هم ما رو از اون دنيا مي ترسوني؟؟....ميگن اونجا همه چي در دسترس هست..همههههههه چيييييييييييي....به خدا خودم تو كتاب خوندم
...

Posted by رهايي at November 24, 2005 12:01 AM
Post a comment









Remember personal info?